من و بازی‌هایی که بلدم بسازم

فردا صبح ساعت پنج و نیم باید بریم ماموریت. هر‌وقت باید کله صبح بیدار شم وبلاگ‌نویسیم می‌گیره.

این هفته روزهای پرکاری داشتم. هفته قبل خوب کار نکرده بودم و این هفته باید همه خارش‌های مغزی (سلام آیدا :)) رو برطرف می‌کردم. 

یکی از عادات زندگی من نوشتن تارگت سالانه برای خودم، شرکت و همه کارمندهاست. این تارگتها با هم فرق دارن و مال من شامل همه اهداف و آرزوهای شخصی و کاریمه. 

شش ماه دوم امسال یه تغییری توی جدولم دادم. هم برای تنوع و هم برای خودانگیزشی بیشتر. 
مثل همیشه جدول توی اکسله و رنگارنگ. رنگ حالم رو خوب می‌کنه و می‌تونم با جدولم ارتباط برقرار کنم. تغییر جدیدم این بود که جدول رو به طور آزمایشی برای دو ماه، هفتگی نوشتم. ستون اول لیست همه اهدافمه و ستونهای بعدی هفته اول مهر، هفنه دوم مهر و الی آخر. 
آخر هر هفته میرم سراغش و پیشرفتم رو توش با رنگهای مختلف نشون میدم. 
اهدافم عجیب و غریبن. سود آوری شرکت به میزان فلان قدر، هر ماه یک مهمونی رفتن یا یک مهمونی دادن، حسادت نکردن، ماهی یک کتاب خوندن، تربیت فلان کارمندم، یوگا و مراقبه در هر هفته به میزان فلان، شنونده فعال بودن، سفر رفتن و خلاصه همه چی توش هست و هر هفته هم یه چیزی معمولن بهش اضافه می‌کنم.
اگر اون هفته رو خیلی خوب در مسیر اون هدف خاص راه رفته‌باشم، رنگ سل رو سبز می‌کنم. اگراز خودم راضی نباشم ولی لنگان لنگان در مسیر قدم زده‌باشم نارنجی و اگه خیلی پرت رفته‌باشم رنگ سل میشه قرمز.

این جدول فقط برای دل خودمه. قبلن فقط اهداف رو می‌نوشتم و منظم نگاه می‌کردم تا ببینم کجای راهم ولی الان دلم می‌خواد پیشرفتم رو ثبت کنم. 

امروز توی شرکت با مدیر مالی برای سه موضوع مهم جلسه داشتیم و حین صحبتها، من به‌طرز احمقانه‌ای یک چیزی رو تعریف کردم. 
شب زیر دوش یادش افتادم و برای یه لحظه به‌شدت عصبی شدم.. 
به‌خودم گفتم خیلی خیلی خر بودی که این حرف رو زدی، درحالیکه متوجه بودی مدیرمالی داره به گوشهای روی کله‌ات با حیرت نگاه می‌کنه :( ولی اشکالی نداره. خر توی دنیا زیاده. توی جدولت بنویس : حرف مفت نزن و ببین می‌تونی تا آخر سال تعداد هفته خریتت رو کم کنی یا نه. 

نظرات