پست‌ها

نمایش پست‌ها از October, 2018

چشم و گوش شیطون کر

دو سه ساعتیه که دارم نوشته‌های سال قبلم رو می‌خونم.. باورم نمی‌شه که فقط یک سال قبل در چنین روزهایی چقدر پریشون و پر از دغدغه بودم.  مدیر فروشی که بچه‌ها قبولش نمی‌کردن، دردهای زیاد و طولانی بدنم، غصه خوردن بابت آدمایی که خیلی دوستشون دارم ...  چه روزهای سختی بود. انگار چند سال گذشته. لیبل بیشترشون هم اینه : این نیز بگذرد و گذشت. درحالیکه من با تمام وجود سختی می‌کشیدم.
امروز با بچه‌های فروش می‌گفتم و می‌خندیدم. اونی که سال قبل از همه بیشتر مدیرفروش رو اذیت کرده بود، یواشکی براش چند تا سوهان قم گذاشته بود کنار که بقیه نخورن. کارشناسی که فکر می‌کردم خیلی خره، الان یکی از بهترین کارشناسامه.  من منعطف شده‌م. گوش می‌کنم. کمتر دعوا می‌کنم یا شاید بشه گفت تقریبا دیگه عصبانی نمی‌شم. بچه‌ها با من راحتن. مثل دوست. دوباره تیم‌سازی کردیم. بهتر از تیم سال ۹۴.دردهای بدنم کمتر شده.  نه که دیگه اوضاع گل و بلبل شده باشه..ولی انگار آدمهایی که سال قبل کنار هم بودیم، یک عمر ازمون گذشته‌ و فهمیدیم زندگی خیلی خیلی راحت‌تر از این حرفهاست.

من و بازی‌هایی که بلدم بسازم

فردا صبح ساعت پنج و نیم باید بریم ماموریت. هر‌وقت باید کله صبح بیدار شم وبلاگ‌نویسیم می‌گیره.
این هفته روزهای پرکاری داشتم. هفته قبل خوب کار نکرده بودم و این هفته باید همه خارش‌های مغزی (سلام آیدا :)) رو برطرف می‌کردم. 
یکی از عادات زندگی من نوشتن تارگت سالانه برای خودم، شرکت و همه کارمندهاست. این تارگتها با هم فرق دارن و مال من شامل همه اهداف و آرزوهای شخصی و کاریمه. 
شش ماه دوم امسال یه تغییری توی جدولم دادم. هم برای تنوع و هم برای خودانگیزشی بیشتر.  مثل همیشه جدول توی اکسله و رنگارنگ. رنگ حالم رو خوب می‌کنه و می‌تونم با جدولم ارتباط برقرار کنم. تغییر جدیدم این بود که جدول رو به طور آزمایشی برای دو ماه، هفتگی نوشتم. ستون اول لیست همه اهدافمه و ستونهای بعدی هفته اول مهر، هفنه دوم مهر و الی آخر.  آخر هر هفته میرم سراغش و پیشرفتم رو توش با رنگهای مختلف نشون میدم.  اهدافم عجیب و غریبن. سود آوری شرکت به میزان فلان قدر، هر ماه یک مهمونی رفتن یا یک مهمونی دادن، حسادت نکردن، ماهی یک کتاب خوندن، تربیت فلان کارمندم، یوگا و مراقبه در هر هفته به میزان فلان، شنونده فعال بودن، سفر رفتن و خلاصه ه…