پنجشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۹۷

تبدیل تهدید به فرصت

عطر کیک خونگی و دلمه برگ مو پیچیده توی خونه. معجونیه برای خودش. 

صبح اول وقت می‌خواستم برم بیرون. برم آرایشگاه و بعدش برم کانژوک که مزون مانتوی جدیدی گذاشته. بعدش فک کردم نه. مانتو به اندازه امسال دارم و بهتره هزینه‌های اضافی رو کم کنم. حتی از هیتو هم نخریدم. :( یعنی تا دم در خرید رفتم ولی خوشبختانه یا بدبختانه اون روز نتونستم واریز اینترنتی انجام بدم و بعدش که آیدا خبر داد بانک درست شده، خودم رو راضی کردم که درست نیست در این  وضعیت که بچه‌ها به زور هزینه‌های روزمره‌شون رو تامین می‌کنن، من هی مانتوهای رنگارنگ بپوشم. مامانم هم عید اومده بود سر کمدم و یه متلکی با این مضمون که مثل نوکیسه‌ها کمدت لباس داره، اساسی خجالتم داده‌بود .
شرمندگی از مامان و جامعه باعث شده که مخم رو کار بیاندازم.

اوضاع سخت شده برای همه. بچه‌های شرکت مخصوصا اونایی که خونه اجاره‌ای دارن به‌شدت تحت فشارن. صاحب‌خونه‌ها یه‌هویی پول رهن رو بیست- سی میلیون زیاد می‌کنن یا اجاره فراوونی می‌خوان. عجیبه؟ نه عجیب نیست. خصلت طمع‌کاری آدماست که کم و بیش در همه هست. داریم از گوشت تن هم تغذیه می‌کنیم متاسفانه.
اینا البته روضه‌خونیه. به قول عطا تنها کاری که از دست امثال ما برمیاد اینه که بهتر باشیم. به این جو بحرانی دامن نزنیم و سعی کنیم در حد امکان صرفه جویی کنیم. 
برق کارخونه‌مون بدون اطلاع قبلی روزی چند ساعت قطع میشه. خوب کاملن قابل پیشبینی بود با این وضع بارندگی، حتمن قطع برق خواهیم‌داشت. ما هم نسبتن آماده بودیم. برای شرکت  ژنراتور خریدیم. (البته طبق معمول مدیرعامل مهربون در نقش پیامبر عمل کرد و وادارم کرد برای قطع برق آماده بشیم). ولی برای کارخونه کاری نکردیم. فکر می‌کردم با اطلاع و برنامه ریزی برق قطع میشه و ساعتها رو تنظیم می‌کنیم. ولی بی‌برنامه قطع شد. یعنی مخ یکی توی وزارت نیرو به قدر مخ من کار نمی‌کنه؟ یا چی؟ 
خلاصه بعد از اعتراض همه کارخونه‌ها به اداره صنایع، الان از یه روز قبل اعلام می‌کنن. فایده زیادی نداره چون نمی‌تونیم وسط کار، کارگرا رو بفرستیم خونه. تازه خوش‌به‌حال ما که محصولمون با قطع برق خراب نمیشه و فقط باید از بابت حقوق خسارت بدیم.
ما، حداقل قشر کوچکی از جامعه که شبیه من فکر می‌کنن، آدمهای بدی نیستیم. با تمام سختی‌ها شرایط رو درک می‌کنیم و می‌فهمیم که نرخ ارز از خیلی وقت قبل باید زیاد می‌شد. مطمئنن حاضریم در حد توانمون همکاری هم بکنیم. ولی لامصب این شبکه های اجتماعی و اخبار نمیزارن به حال خودمون باشیم. هر روز یه خبر از فساد و رانت فلان کس منتشر میشه و آدم به خودش می‌گه هرکاری هم که بکنیم باز قطره‌ای هستیم که در این دریای آلوده نابود میشیم.
به‌هرحال بازم فکر می‌کنم باید مراقب مملکتمون باشیم. منم مثل عطا دلم نمی‌خواد گروه رجوی یا امریکاییها بیان برامون انقلاب کنن. ترجیحم اینه که همین روند سخت اصلاحات به‌تدریج جلو بره.

 شعبانعلی می‌گه :وقتی نمی‌توانید بیرون را به درستی ببینید و رویدادهای آینده برایتان در ابهام است، ناچار بر قوت و ضعف (داخلِ زمینِ خودتان) تمرکز کنید.
به نظرم در این دوران بهترین کار برای امثال من، ساخت، بازسازی و رشد زیربناهای شرکت و افراد و خودمونه. فروش که نداریم. حداقل خیلی از کارهای زیربنایی که در زمان اوج کار نمی‌تونستیم انجام بدیم، الان بهشون برسیم. مثل مطالعه و آموزش و کارهای تحقیقاتی برای تولید محصولات جدید.
ما توی شرکت تصمیم گرفتیم مدارک کاغذی رو کم‌کم اسکن کنیم و بایگانی کاغذی رو به حداقل برسونیم. کاری که خیلی ساله می‌خوایم بکنیم و وقتش رو نداشتیم.
سیستم سی‌آر ام رو هم که دو سال قبل بعد از کلی هزینه کنار گذاشتیم، یه‌جوری بیاریم توی مدار یا لااقل یه سیستم ساده‌تر رو جایگزینش کنیم. توی فکر یکی دو تا محصول جدید هم هستم. 
میشه هم نشست و اخبار گوش کرد و غصه فساد و رانت و ارز رو خورد و افسردگی گرفت. ترجیح من کارهای بالاست. و حیف که نمی‌تونم به واسطه کارمون، دست از سر خوندن اخبار بردارم وگرنه ترجیح میدادم هیچ مدیایی دور و برم نباشه تا مغزم در کمال آسودگی بتونه کارش رو بکنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر