جمعه، تیر ۰۸، ۱۳۹۷

کار هر بز نیست خرمن کوفتن ( با خودمم البته)

 فروش بسیار کم شده. هم می‌ترسیم جنس بدیم و پولمون رو نتونیم وصول کنیم و هم بازار راکده.

فردا مدیر فروش رو تعدیل می‌کنیم. 
سه هفته به طور کامل روش فکر کردیم. همه احساسات رو گذاشتم کنار و دست آخر به‌نظرم منطقی‌ترین کاریه که الان باید بکنیم. لطمه زیادی خواهد خورد ولی سعی می‌کنیم از نظر مادی تا حد زیادی جبران کنیم. 

بیست و چهار ساله دارم کار می‌کنم. کی می‌دونه چند سال دیگه کار می‌کنم؟
در این مدت لابد باز هم کسانی رو استخدام خواهم کرد. کار بسیار سختیه. چون همون اول می‌دونی اگه درست انتخاب نکنی، اخراج سخت ترین کار در دنیاست.
برای سالهای آتی باید چند چیز یادم بمونه:
 که این بار اگر استخدام کردم، حتمنِ حتمنِ حتمن سه ماه آزمایشی رو خیلی جدی بگیرم و پرداخت حقوق قطعی رو بزارم بعد از اتمام آزمایشی. 

یکی از بزرگترین مشکلاتی که پیش میاد اینه که وقتی حقوق اصلی رو از روز اول میدی، طرف سریع زندگیش رو بر مبنای اون می‌چینه و می‌مونی توی معذوریت و می‌خوای هر طوری هست به خودت بچپونی که خوبه و تو نمی‌فهمی. تا وقتی که لبریز بشی.
بازم یادم می‌مونه که بی‌هیچ استثنایی از مدیر قبلی طرف، استعلام کارش رو بگیرم. (این مدیر فروش شاید دومین نفری بود که بدون این استعلام استخدامش کردم)
و بیش از هرچیزی مهمه یادم بمونه انتظاراتی که طی این سه هفته هی برای خودم نوشتم و فکر کردم و خط زدم و ادیت کردم و دوباره نوشتم، وقتش الان نبود. باید سه هفته اول اومدنش این کارو می‌کردم. (البته نوشته بودم ولی نه با این همه فکر و جدیت.)
این لیست انتظارات می‌تونه به تصمیم‌گیری سریع در مدت ازمایشی خیلی کمک کنه.

مسئولیت کامل این استخدام پرهزینه اشتباه رو می‌پذیرم و تنها چیزی که می‌تونه از درد عوارضی که دچارش شدیم کم کنه، اینه که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم. :(

۱ نظر:

  1. مدتها بود بهت سر نزده بودم. الان پستهای قبلی رو خوندم که نوشته بودی چرا باید یک مشکل رو از هفده سالگی تا الان تکرار کنی. فروغ جان. منم تازگی به این نتیجه رسیدم. مدتی هست کتابهای سیر زندگی و رفتن روح از یک بدن به بدن دیگه رو دوباره دارم میخونم. احساس میکنم اینبار بهش اعتقاد پیدا کردم. ما یک نقطه ضعف داریم که به دنیا اومدیم این نقطه ضعف رو برطرف کنیم و تا وقت مرگمون فرصت داریم. اگر نتونستیم دوباره در کالبد انسانی دیگه میاییم تا این ضعف رو برطرف کنیم. اگه بپرسی چرا؟ تا چی بشه؟ جوابی برات ندارم. اما وقتی به نقات ضعف خودم فکر میکنم که عمری دارم و هر دفعه تلاش در اصلاحش میکنم و باز تکرارش می کنم. وبطور عجیبی حوادثی پیش میاد اونم دقیقا هربار که به خودم میگم من این نقطه ضعف رو بر طرف کردم. مثل امتحان از قبل اعلام نشده. منو به چالش می کشه و می بینم اخ هنوز اون مشکل رو دارم. واقعا از وقتی به این دید رسیدم . خیلی محکم و سعی میکنم حواسم باشه که مواقع ظهور اون لحظاتی که نقطه ضعفم رو نشون میدم. خودم رو آگاهانه کنترل کنم. البته هنوز موفق نشدم. اینقدر پرحرفی کردم که بگم همه ما همینیم و داریم تلاش می کنیم. گل بی عیب خداست.

    پاسخحذف