دوشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۵

روزمره

فردای پست قبلی آنفولانزا گرفتم. لعنتی عین موشک حمله کرد و ظرف دو سه ساعت افقی شدم. نمی دونستم چی شدم. رفتم دکتر و گفت آنفولانزاست. خوشبختانه به خاطر اینکه واکسن زدم، انگار زودتر قراره خوب بشم. خلاصه از شنبه شب تا همین یک ساعت پیش تقریبا تمام مدت افقی بودم.
از چیزهایی که نوشته بودم باید اجرا کنم، خود به خود خیلی هاش اجرا شد. مثل آب خوردن فراوون. برنج و گوشت قرمز نخوردن و در عوض میوه و سبزیجات رو جایگزین کردن. خلاصه عدو سبب خیر شد.
چون دو روز متوالی هم پای کامپیوترنبودم، طبعن وضعیت گردن و شونه هم عالیه. ولی الان یه ساعته که دیگه دیدم باید کارها رو پیگیری کنم. 
فردا نمایشگاه خیلی مهمی داریم. توی خونه خوابیدنم از ترس این بود که مبادا نتونم توی نمایشگاه با تمام قوا حاضر بشم وگرنه اگر آدم همیشه بودم، امروز رو قطعن می رفتم سرکار.
برم تا بلایی سر شونه م نیومده، از توفیق استراحت اجباری استفاده کنم. این دو روز فقط فایلهای صوتی آقای شعبانعلی رو گوش دادم. دمش گرم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر