جمعه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۵

این نیز خواهد گذشت

چیزی که فکر می کردم ممکنه یک تغییر خوب باشه، نبود. 
فعلن هیچ تغییری در اوضاع داده نشده. جز اینکه پنجشنبه ها که تعطیلیم نمی دونم با تعطیلی چه باید کرد، از بس همه اش تعطیل نبودم و یک روز جمعه فقط تعطیل بودن، بدتر از شش روز کاری پر کار بودم!
زیاد می خوابم. خواب برام خیلی خوبه. و کامپیوتر خیلی بد. یوگا هم می کنم. از یازده مهر هم میرم حس خوب زندگی که ستون فقراتم رو بکشن تا صاف بشه. فیزیوتراپ اونجا هم مثل فیزیوتراپ بهنام عقیده داشت که ضعف عضلانی شدید دارم به علاوه ستون فقراتی نامربوط که در اثر کامپیوتر زیاد، شونه هام و گردنم اومده جلو. بعد ازاین همه سال تایپ کردن و وبلاگ نوشتن هنوز بیش از 50 درصد کیبورد رو نگاه می کنم موقع تایپ که خیلی بده.
موسیقی گوش می کنم. دیگه گیتارها رو بردم گذاشتم توی کیس و بالای کمد بغل دست سه تار. در عوض می تونم مثل سالها قبل از موسیقی مثل آدم لذت ببرم. از بس هول تمرین کردن داشتم همیشه، فقط موسیقی های مرتبط با گیتار رو گوش می کردم یا صدای ساز زدن خودم رو. هر دو هم مزخرف. همه سی دی هایی که این سالها خاک خورده بودن رو درآوردم و گوش میدم و حال می کنم. عجب عذاب الیمی به خودم تحمیل کرده بودم!
خلاصه زندگی می کنم. با گلهام و موسیقی و چای سبز و گاهی شراب.. درد هم میاد و میره. نزدیکه که دیگه بهش عادت کنم.





اینم یه عکس از روسیه که خیلی دوست دارم. یه روز بارونی از پشت شیشه اتوبوس گرفتم.

۲ نظر:

  1. سلام. درست می گید، وقتی آدم یه مدت تعطیلیش محدود باشه، وقتی به تعطیلیش اضافه بشه، نمی دونه با این تعطیلی اضافه چکار بکنه! من بودم، مطالعه می کردم!

    اگر به من هم سری بزنید، خوشحال می شوم.

    پاسخحذف
  2. بله همه چیز خواهد گذشت اما:
    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    ما را ز جام باده گلگون خراب کن

    پاسخحذف