دوشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۵

رخوت

دکتر می‌گه اگه تا آخر هفته مرتب برم سالن ورزشی کلینیک و زیر نظر خودش ورزش کنم، دردم تموم میشه و از شنبه می‌تونم برم باشگاه خودم. 
دیگه درد نکشیدن برام یک خیال شده. توی خونه و سرکار یا کیسه آب گرم بهم آویزونه، یا دارم کش تراباند رو می‌کشم و یا با توپ‌های تنیس پشتم رو ماساژ می‌دم. البته از حق نباید بگذرم که خیلی بهترم ولی درد هست.
هفته قبل که یک ساعت و نیم ورزش کرده‌بودم، درد ناجوری از سرشب همه بدنم رو گرفت تا فردا عصرش که باز برم کلینیک. طبعن منو بردن توی کابین فیزیوتراپی و تکار(نوعی درمان فیزیوتراپی) گرفتم. بعدش دوباره رفتم سالن ورزش  ولی نزاشتن مثل آدم ورزش کنم گرچه وضعم هم خوب نبود. وقتی سوال کردم آخه چرا این همه درد؟ دکتر گفت بعد از یک ساعت و نیم بدنسازی، دیشب باید می‌رفتی خونه و فقط استراحت می‌کردی. باید هشت ساعت بخوابی و مدام پروتئین بخوری تا عضلاتت ترمیم بشن. 
این شد که این یک هفته هی گوشت خوردم و با زور قرص خواب سعی کردم هفت ساعت رو لااقل بخوابم. 
خوب .. نتیجه هم بد نبوده. ولی اراده این رو ندارم که شب ساعت ده و نیم بخوابم و کمتر پای اینترنت بمونم. اشکال اصلی در اون یک نخود اراده است که ندارم.
------------
این چند روز چند اتفاق پیاپی افتاد که یک جوری همه‌شون دست به دست هم دادن و منو دچار یکی از سکوتهای عمیقم کرده‌اند. توی جمعم ولی فکرم ساکته. انگار مبهوت مونده و به یک نقطه زل زده.
حتی نمی تونم بشینم و در مورد این اتفاقات فکر کنم. فکرم نمیاد. 
قبلنا اگه دچار این حالت می شدم، اول خشم و بعد افسردگی و شماتت خود، به ترتیب حالم رو می‌پرسیدن.. ولی الان مثل بچه ای هستم که به قول وبلاگ خرس کنار ساحل یک خونه شنی ساخته و یه هو یک موج بزرگ اومده و خونه و بند و بساطش رو برده. نه غمگینه و نه خوشحال. فقط مبهوته که کی بود و چی شد؟
هیچ کار خاصی هم نمی کنم. چون فکرم رفته توی کما. می‌شینم و مطالب آموزشی می‌خونم و وقتی به خودم میام متوجه میشم که توی ذهنم یکی داره بهم می گه "حالا فهمیدی؟ حالا فهمیدی؟" می خوام بهش بگم چی رو؟ ولی حوصله حرف زدن باهش رو ندارم. 

شایدم دارم داستان‌سرایی می کنم چون اصولن یک ژنی در من هست برای سناریو نوشتن و بعد با اون سناریو زندگی‌کردن. نمی‌دونم. درحال حاضر فقط خونه شنی‌م رو موج برده. فقط همین.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

۰۰۰

زندگی ما، داستانی‌ست که خودمان آن را تعریف می‌کنیم.