سه‌شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۴

ام آر ای نوشته ای که درفت شده بود

چیز خاصی برای نوشتن نیست. همین طوری برای نبودن عریضه می نویسم.. روزهای زیادی درد گردن و شانه داشتم. کار زیاد و مطالعه زیاد پشت مانیتور سببش بود و هست. شنبه می روم آم آر آی که به شدت از آن ماشین لباس شویی گنده می ترسم ولی باید بروم که لگر مشکلی دارم و تازه شروع شده، به دادش برسم.
سعی می کنم ساعت کارم را متعادل تر کنم و در عوض بهره وری بیشتری داشته باشم. من عاشق کارم. به قول آیدا کار مرا ارضا می کند. نه کار به مثابه ماشین، بلکه کار وقتی می بینم هرچه بیشتر بهش می رسم و وقت می گذارم، پیشرفتم بهتر است. ولی یک جایی باید تعادل را بین سلامتی و این لذت حفظ کنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر