شنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۴

تصمیم یک نوازنده که لزوما بی استعداد نیست




تصمیمم رو گرفتم. گیتار رو ادامه میدم. 
 هم سو با هیچ کدوم از فعالیتها و کارهام نیست ولی فکر می کنم بهش نیاز دارم. میرشب همیشه می گفت اگه ساز بزنی هیچ وقت احساس تنهایی نخواهی کرد. 
تمرین برام کار سختیه. ولی نشستم روی اینترنت و روش تمرین درست و موفق رو سرچ کردم و متوجه شدم گویا این بی تمرینی یک درد نسبتن همگانیه چون مطالب زیادی حتی به فارسی در موردش خوندم. خیلی هم مفید بود. 

گل یاس بهم گفت اگه ول کنی، مطمئن باش همیشه حسرتش رو می خوری.. و اگه بخوای یه روز برگردی ، باید از نقطه صفر مجدد شروع کنی.
بابام گفت خیلی حیفه و تو لازم نیست نوازنده بشی، برای خودت و ما و چند تا دوستت بزن و بخون. مامانم هم استثنائا از خبر رهاکردن گیتار هول شد و زنگ زد و گفت این تنها چیزیه که در ایام پیری کمکت می کنه و تنهات نمیزاره!
مدیرعامل مهربون هم گفت اگه به فکر موزیسین شدن هستی که هیچی، ولی اگه می تونی بزنی و برای خودت لذت ببری ادامه بده و در ضمن کارهای بهتری هم به جاش می تونی بکنی.
معلم موسیقی هم گفت حیفه ول کنی چون در نقطه عطف هستی و اگه ول کنی خیلی ازدست میدی. 
کامنتهای اینجا هم زیاد نبود ولی خیلی کمک کننده بود.

درکل مخلوطی از همه اینها باعث شد بتونم از چند زاویه این قضیه رو ببینم و نتیجه بگیرم که :

-من کارم چیز دیگه ایه و موسیقی قرار نیست حرفه من باشه
-دوست دارم مهارتی رو یاد بگیرم که هیچ ربطی به سایر قسمتهای زندگیم نداره و می تونه یه وقتایی من رو از اون قسمتها منفک کنه
-دوست دارم یاد میرشب همیشه توی زندگیم ساری و جاری باشه
-آمد و رفت معلم موسیقی برای زندگی من لازمه.. اینو همیشه میرشب بهم می گفت..
-موسیقی رو دوست دارم.. خیلی زیاد.. و برخلاف خیلی ها که دوست دارن موسیقی قشنگ رو فقط گوش کنن و لذت ببرن، من  دلم می خواد خودم هم بتونم اون ترانه و آهنگ رو بخونم و بنوازم و این کار خیلی برام راضی کننده است

بنابراین تمرین می کنم و بنا به توصیه یکی از دوستان کامنت گذار هر از گاهی یک قطعه کوچک رو که فکر می کنم می تونم خوب بزنم، براتون اینجا خواهم گذاشت.

۱ نظر:

  1. با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما
    پیشاپیش خیلی ممنون از تصمیم خوبتون.

    پاسخحذف